تبليغاتX
♥♣♥ پسر اردیبهشت ♣♥♣

نوک پرنده را هرگز مبند با بالهایش آواز خواهد خواند پر و بالش را در هم مشکن با آوازش خواهد پرید تا اوج کهکشان



نامم را پدرم انتخاب کرد، نام خانوادگي ام را يکي از اجدادم! ديگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد. ... استاد دکتر علی شريعتي

♥♣♥ پسر اردیبهشت ♣♥♣

دلم دریاست ولی کاشکی نبود ... اونوقت آرامش داشتم...

یاد یاران سفر کرده به خیر

 

 

     (تقدیم به حمید عزیز که در 18 سالگی ریشه های سرطان او را در آغوش کشید و به

سفرابدیت کشاند... روحش شاد....) 

آن زمان که آسمان آبی آبی ست و زمین فرشی از گلبرگها و سبزه ها دارد ...درخت ها مملو

از شکوفه های رنگی اند ...

پروانه ها می رقصند و جویبارها ترانه ی شادی را ترنم میکنند...دلم

هوایت را میکند ... ای مسافر آیا فرصتی هست تا دوباره ببینمت ؟ دلم میخواهد لحظا ها

متوقف بمانند و زمان جلو نرود ...

 شاید دل مهربانت یادم بکند و مرا از انتظارهای خسته کننده رهایی

بخشد...حال بگو برای دیدنت از کدامین کوچه بیایم؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 22:19  توسط حامد  | 


حقوق این قالب متعلق به حامد میباشد.